«صیادان ماهی را یکباره نمیکُشند. چنگال در حلقوم چون رفته باشد، پارهای میکِشند تا خونش میرود و سست و ضعیف میگردد، بازش رها میکنند و همچنین باز میکِشند تا به کلی ضعیف شود. چنگالِ عشق نیز چون در کام آدمی میافتد، حق تعالا او را به تدریج میکشد که آن قوتها و خونهای باطل که در اوست، پاره پاره از او برود.»
مقالات مولوی
پاسخ:
؛
ارسال نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیانثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
آناء، لحظهی متولد شدن من است. کرانهایست که جستجو میکنم، راهیست که قدم زدن در آن را دوست دارم، هنگامهایست که آن را نفس میکشم و شاید دمی باشد که روح از تنم خارج میشود.
«صیادان ماهی را یکباره نمیکُشند. چنگال در حلقوم چون رفته باشد، پارهای میکِشند تا خونش میرود و سست و ضعیف میگردد، بازش رها میکنند و همچنین باز میکِشند تا به کلی ضعیف شود. چنگالِ عشق نیز چون در کام آدمی میافتد، حق تعالا او را به تدریج میکشد که آن قوتها و خونهای باطل که در اوست، پاره پاره از او برود.»
مقالات مولوی