- ۰ نظر
- ۰۲ دی ۰۲ ، ۲۳:۴۸
قلبم بیرغبتترین ورژن خودش رو از ابتدای خلقتش تا کنون داره تجربه میکنه. مدام پلک برهم میزنم تا چشمهام به تاریکی عادت نکنن، دو دستم با غمها و اضطرابم بیش از خودم آشنا شدن و هربار که به شکل انگشتهام نگاه میکنم، رد سلاسل رو میتونم روشون ببینم. تا حالا از شدت گرفتن و کشیدن یک چیز، سرانگشت دستهاتون درد گرفته؟ دستم چنین درد محزون و غمناکی داره. و خب زندگی؟ فکر کنم هنوز قشنگیهاشو داشته باشه. آره داره. دنیا ولی نه. هیچوقت نتونسته نظرم رو به خودش جلب کنه. هیچوقت. هیچوقت...
ربطی نداره ولی هنوزم وقتی ازت حرف میزنم بغض میکنم. هنوز دلم برات تنگه مامان بزرگ. این بود رسم وفاداری حاج خانم؟
چه میدانستم اگر ننویسم، نفس کشیدنم سخت میشود، با اشک غریبه میشوم و چه میدانستم اگر ننویسم، میمیرم. چه میدانستم که مرگ دستش را بیخ گلویم گذاشته و راه عروج روحم را میبندد، چه میدانستم جانم به لب میرسد. چه میدانستم حیات من نیز در کلمات جریان دارد؟ چه میدانستم خدا مرا با کلمهای خلق کرد و به کلمهای مومنم کرد و با کلمهای عشق را در وجود من دمید؟ چه میدانستم؟ شما که میدانستید چرا چیزی به من نگفتید؟ در شلوغی این روزها دلتنگم برای نوشتن. همین.
و اما کلام اول و آخر، همان که سیدالشهداء علیهالسلام فرمود: «اِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ، وَ کُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَکُونُوا اَحْراراً فی دُنْیاکُمْ»
هشدار: اگر ذهن منسجمی دارید، پراکندهنویسیام را نخوانید.
امشب یه جوری شهرم سقوط کرده، که خرمشهر تازه آباد بود. سرباز داشت که برن به میدون و پسش بگیرن. یه جوری تداعی خوابگاه اذیتم میکنه، که تا همین ۸ ماه پیش فکر نمیکردم یه روز خوابگاه حس أمنیت بهم نده. یه جوری دلم برای دانشگاه تنگ شده، انگاری هیچوقت دانشجو نبودم. یه جوری یه دلم میخواد نباشم که انگاری غول چراغ جادو دستمه و میتونم یه آرزو کنم تا مستجاب شه. یه جوری دنبال راه حل برای این لحظات بیمزه و تکراریام که امپراتور یوهان برای رفاه ملتش اینقدر فکر نکرده. یه جوری غصهی پایاننامه رو میخورم و ازش میترسم که توی عمرم اینقدر غصهی خودمو نخوردم و از کسی نترسیدم. حالا این وسط ته دلم یه جوری رها و بی پروا و بیباک و بیتوجه و بی خیال و بیحس و... هست که انگاری پر یه کبوترم که توی آسمون معلقه و باد جابه جاش میکنه یا شایدم یه تخته پارهی چوبی باشم که با تلاطم موجهای دریا حرکت میکنم. آره بنظر منم این حد از پارادوکس جالبه ولی وضعیت خوبی نیست.