گاهی دوست دارم بمیرم؛ نه چون زندگی خیلی سخته یا چون دنیا یه قفسه؛ فقط چون شوق دارم به حیاتِ جدیدم و چون اون دنیا خیلی برام شگفتانگیز و زیباست. گاهی دوست دارم حلاوت مرگ رو بچشم؛ گاهی دوست دارم مرگ رو از نزدیک ببینم و بعد به تماشای جهانی بشینم که بعد از من به حرکتش ادامه میده؛ اما فورا پشیمون میشم. فورا پشیمون میشم. من نمیخوام بمیرم. نمیخوام با مرگ به اون دنیا سفر کنم. من حیات و ممات مؤثر میخوام. من میخوام خدمت کنم... من هنوز خیلی جوونم برای مردن! من هنوز خیلی زندگی نکردم. من هنوز خیلی آرزوها برای دیدن محبوبی که منتظرشم دارم...
- ۴ نظر
- ۳۰ شهریور ۰۱ ، ۱۱:۳۲